عبد الله قطب بن محيى

420

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

عزيمت خويش نوشته بودند به محل تصديق هست اگر آن را از شما باور داشتيم و اگرچه اعتماد چنانچه حق آن است بود به تازه اعتماد بر اعتماد افزوديم و دعا تثبيت كرديم و كار خود و شما به كرم خداى عزّ و جلّ و رحمت و فضل او بازگذاشتيم و از او درخواستيم كه اين تأليف قلوب و اتفاق كلمه كه به رحمت او شده ، هم به رحمت او پاينده گردد و ثمرات نيكو در دين و دنيا بر آن مترتب گردد و از خلل و انحلال كه موجب شماتت اعداى جن و انس است محفوظ ماند ) . و اللّه ولى التوفيق . ( قاعدهء كليه در باب شبهات اين است كه اگر چيزى ازآن‌روى نمايد مجملا دانند كه آن را وجه حلّى خواهد بود ، اگر به تفصيل معلوم نباشد ، و اخوان را همه به اين قاعده تمسك مىبايد جست كه اگر التزام كنند كه تا در هر شبهه وجه حلّ آن بخصوصها معلوم ايشان نباشد آن را بر خود آسان نكنند كار مشكل مىشود ، براى آن كه شبهات بسيار است ( و ) ميسّر نيست كه به پى آن نشينند و يك‌يك حلّ كنند ، با آن كه بعضى شايد از آن قبيل باشد كه ايشان را فهم وجه حلّ آن ميسّر نباشد هرچند زيرك‌اند ، براى آنكه حلّ آن موقوف به سير مقامات باشد و گفته‌اند : اگر « چهل‌تنان » بر دل « هفت‌تنان » مطلع شوند ، خون ايشان را مباح دانند و اگر « هفت‌تنان » بر دل « قطب » مطلع شوند ، خون او را مباح دانند . و از ابن مسعود رضى اللّه عنه منقول است كه جماعتى ايستاده بودند كه همراه او باشند ، در حينى كه در خانه بست كه برون رود فرمود كه اگر شما بدانستيد كه من اين در بر چه بستم دو كس از شما همراه من نشدى ، اگرچه او بر سبيل هضم نفس گفت ، اما حقيقتش چنان است كه شنيدى . غرض كه نه هركس را فهم هر حال ميّسر است ادب نگاه مىبايد داشت كه فضولى نكنند ، حكايت خضر و موسى عليهما الصّلاة و السلام از آن جهت در قرآن آورده تا مردمان كسى كه فوق ايشان است به ميزان خود نسنجند و تأويل افعال او بازگذارند و اللّه يهدى السبيل و السلام على الاخوان ) . * * *